تبليغاتX
A Nostalgic Man

http://vahidf.persiangig.ir/image/Ahmadinejad_movie.jpg

آخرین صحنه از اولین فیلم مستند محمود احمدی نژاد در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

بله آقای احمدی نژاد! آینده برای تقواپیشگان است...

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 |

http://vahidf.persiangig.ir/blog/image/Mirhossein/Mir-hossein-03.jpg

برای دیدن سایر عکس‌ها به ادامه این مطلب سری بزنید...



ادامه نوشته
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه سوم خرداد 1388 |

[Image]

روضه خلد برین خلوت درویشان است                        مایه محتشمی خدمت درویشان است

آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه                 کیمیاییست که در صحبت درویشان است (ادامه)

 

 نوروز 84 بود که با پسر عموی گرامی به قم سفر کردیم و بعد به صبح رساندن یک شب در حرم حضرت معصومه (س)، به مسجد فاطمیه (در جوار بیت ایشان) رفتیم تا نماز صبح را به امامت حضرت آیت الله بهجت بخوانیم؛ اما از اقبال ما ایشان در آن ایام گویا کسالت داشتند و زیارت ایشان قسمتمان نشد و ...

امشب که خبر رحلت ایشان رو شنیدم، بسیار افسوس خوردم بر بی‌همتی خودم که بعد از آن سال دیگر عزمم برای دیدار ایشان جزم نشد و این فرصت برای همیشه از دستم رفت. با این وجود فکر می‌کنم، عمل کردن به توصیه های دینی و اخلاقی ایشان، بسی باارزش‌تر از دیدار ایشان بوده و موجب خشنودی روح بزرگوار ایشان و خداوند رحمان است. روح پاکشان با انبیاء و اولیاء محشور باد.

 

در همین رابطه:

شرح حال و سیره عملی آیت الله بهجت (+)

درگذشت قطب مهم فقهی و اخلاقی قم (+)

درگذشت شیخ تقوا (+)

موت اختیاری آیت الله بهجت (+)

نوشته شده توسط وحید در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 |

http://vahidf.persiangig.ir/blog/image/sign_the_agreement.jpg

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی                  خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است           بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز                 ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

.  .  .  .

اجرای دلنشین فرامرز اصلانی از این غزل زیبای حافظ را به یگانه بانوی زندگی‌ام تقدیم میکنم.

نوشته شده توسط وحید در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 |
http://www.cooljoy.com/candle_in_the_dark.jpg


سیزدهم اسفند پارسال، روز کودتا!

یک روز پر از دلشوره بعد ده روز انتظار عذاب‌آور؛

آن گفتگوی تلفنی سرد با جناب داروغه و آن افاضات و طعنه‌های مضحک!

شوکه و منگ در اتاقی خالی از اثاث مثل سلول زندان؛

بیداری تا صبح و استفراغ روحی در چند کاغذ نامه خیس؛

و شروع یک دوره پانزده روزه فراموش نشدنی، زیارتهای شبانه  و درک معنای "حاجت"!

.

.

.

و در آخر گذراندن دشوار یک دوره تصفیه و بازسازی فکری و روحی برای شروع یک زندگی دوباره با انتخابی آگاهانه...

 

شکر به درگاه خدا به همراه یک دنیا عشق و سپاس تقدیم به تویی که هر چه میگذرد، ایمان و اطمینانم به تو بیشتر می‌شود؛ به امید اینکه بتوانم آنگونه که لیاقت توست، در جبران محبتهایت سرفراز باشم...

 

تو خیالم هم نبود دوباره عاشقی کنم           ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی         تو این کابوس درد رویای مهربونمی

نوشته شده توسط وحید در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 |